قصه نا تموم...

یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود، قصه گوی عاشقی زندونی بود قصه هاش قصیده بود ، غصه هاش رسیده بود خط خطی رو جزوه هاش ، پاپتی شاه و گداش همه سر در گم و گیج ، همه پوچ و همه هیچ . قصه گو خیلی میخواست قصه بگه قصه ی رستم دستان ، قصه ی غول سیاه ، قصه ی اسب سفید و تکسوار ، دیو بدجنس وپری ، پهلوون و شاه ظالم ، شهر مهربونی ها با کوچه و پس کوچه هاش ، قصه ی کوزه شکسته ، یکی بود یکی نبود ، قصه ی عاشق خسته که پیش یارش نبود ، قصه ی شطرنج عشق ، قصه ی شاه و گدا ، قصه ی درد و غم و غصه و نون ، قصه ی زندگیمون ، قصه ی زندگی های سالم و گرسنگی ، تو کویر قدم زدن با کوله بار تشنگی  ، قصه ی یه عاشقی که گشنه بود با یه معشوقه که هیچ حالیش نبود ، . . .

 

قصه گو قصه رو وا داد همه رو تو قصه جا داد  روی چشماشو گرفت اما چشماش کور نمیشد همه رو تو قصه جا داد اما قصه اش جور نمیشد . قصه گو نمی دونست چیکارکنه گره های این کلاف و با کدوم دست واکنه تو همین فکرا که بود یه صدایی تو گوشش داد زد وگفت : « قصه گو زود بنویس برا برداشتن کوه باید از سنگریزه ها شروع کنی ،  برا برداشتن کوه باید از سنگریزه ها شروع کنی » .

قصه گو قصه رو وا داد همه رو تو قصه جا داد.  تکسوار ، اسبشو  بردن ، پهلوون ، حقشو خوردن ، آرزوی مادرها رو جوونا به خاک سپردن ، تک سوار پای پیاده ، پهلوون حقشو داده ، دیو قصه اش مهربون ،  پریهاش ابرو کمون ، نه اسارتی به راهه نه اسیری ته چاهه.

 زیر گنبد کبود، قصه گوی عاشقی زندونی بود روی چشماشو گرفت اما چشماش کور نمیشد ، همه رو تو قصه جا داد  اما قصه اش جور نمیشد ، خنجرهاش برنده نیستند ببرهاش هم درنده نیستند ، باغچه ها بی باغبون ، کفترها بی آب و دون ، عاشقا خونه بدوش در کمین می فروش ،  شهر قصه رو شلوغ کرد پر از راست و دروغ کرد .

 

 

اولش خواست که بگه : « قصه ی لیلی و مجنون رو میگم » . که یهو صدایی گفت : « قصه گو لیلی و مجنون رو که قبلا گفتن » . گفت که : « اشکال نداره قصه ی بی پولای شهر پاریس » ، اون صدا دوباره گفت : « قصه ی بی پولای شهر پاریس مال تو نیست » . قصه گو قصه رو وا داد همه رو تو قصه جا داد  روی چشماشو گرفت اما چشماش کور نمیشد همه رو تو قصه جا داد اما قصه اش جور نمیشد .

اولش میخواست که یک قصه ی منطقی بگه مثل چوپان دروغگو یا که اون زاغ و پنیر اما دید این قصه ها کهنه شده . . . یه بهونه واسه قصه ها همش جواب میده قصه ها با این بهونه همیشه تازه میمونه ، کسی هم خسته نمیشه ، دفتر این قصه ها تا ابد بسته نمیشه .

قصه گو یا علی گفت و هی نوشت ، می نوشت و خط میزد اول قصه نوشت :  یکی بود یکی نبود زیر گنبد کبود، قصه گوی عاشقی زندونی بود قصه هاش قصیده بود ، غصه هاش رسیده بود خط خطی رو جزوه هاش ، پاپتی شاه و گداش همه سر در گم و گیج ، همه پوچ و همه هیچ . . . بعد از این مقدمه قصه گو درشت نوشت قصه ی « عشق و جنایت » ، وقتی که داشت می نوشت و خط میزد جای دوتا حرف این « جنایت » و جابجا کرد ، نقطه ی پائین رو هم کشید بالا دید که قصه حالا شد قصه ی « عشق و خیانت » .

اون دیگه نمی دونست که بگه « عشق و جنایت » یا بگه « عشق و خیانت » آخه راستشو بخوای ،  دیگه فرقی هم نداشت همه ی جنایت ها ریشه هاش خیانته ، همه ی خیانت ها میوه هاش جنایته .

اما این قصه ی ما با تموم قصه ها یه فرقی داشت . توی این قصه ی ما ، معشوقه به عاشقش که خیانت نمیکرد واسه این که معشوقه تو نجابت یک بود ، تو غرور هم بیست بیست . ولی این غرور خوب ساعتی زیاد می شد این ساعت ده درجه اون ساعت بیست درجه روز بعد صد درجه هفته ها که میگذشت این غرور میرفت بالا کرور کرور . یه روزی عاشقه دید  که یه معشوق نجیب ، یه عزیز با صفا ، دیگه چشمای قشنگ خودشو ، توی آینه ها ندید . اینقدر غرور داره که دیگه عشقو ندید . معشوقه با این غرور دل عاشق رو شکست . گفت : « نیا دنبال من ، چون که من خیلی بزرگم تو حقیری  بودن با تو برام ننگ داره » . عاشقه خندید و گفت : « تو با این غرور داری به عشق خیانت میکنی ، نه به من . . . برای رفتن تو ، من باید با یه رقیب جنگ کنم ، نتونم ریشه اشو از جا بکنم ، اون رقیب پیروز بشه ، تو باش بری . . . رفتن معشوق تنها که تو هیچ قصه ای نیست ، اگه تو میخوای بری ، منطقی به من بگو قصه گو ها برای مخاطب هاشون چی بگن ؟؟؟ من با کی جنگ کنم ؟؟؟ کفتر بوم دلم ، رو بوم کی جلد بشه ؟؟؟» ، معشوق مست غرور خیلی آروم و با نگاه ناز و مست دهن عاشق و بست کمر عاشق شکست ، آخه اون پلنگ مست توی گوش عاشقه یه چیزی گفت ، عاشقه اون راز به هیچکی نگفت و فقط گریه میکرد با خودش یواش میگفت : « اون پلنگ پر غرور جمله های آخر رو دروغ میگفت » . .

عاشقه رازشو به هیچکی نگفت ، نه پرنده . . . نه رفیق . . . نه به یک یار شفیق . . .خلاصه عاشقه حتی به قصه گو که خودش این قصه رو نوشته بود هم راز رو نگفت و  فقط گریه میکرد با خودش یواش میگفت : « اون پلنگ پر غرور جمله های آخر رو دروغ میگفت » . .

قصه گو قصه رو وا داد همه رو تو قصه جا داد  روی چشماشو گرفت اما چشماش کور نمیشد همه رو تو قصه جا داد اما قصه اش جور نمیشد . قصه گو  از عاشق پرسید : « حالا که راز رو نمیگی پس بگو آخر قصه چی میشه ؟ آخر این قصه مثل کدوم قصه میشه » ؟ عاشق گفت : « قصه ی ماه و پلنگ » ، « قصه ی شیشه و سنگ »

و بعد شروع کرد به گفتن : یه روز دیدمش بهش گفتم :

گفتی برو گفتم به چشم این بود کلام آخرین

گفتی خداحافظ تو گفتم همین گفتی همین

گریه نکردم پیش تو با این که پرپر میزدم

با خون دل از پیش تو رفتم و باز نیومدم

بازی عشق تو رو جانانه باختم

مثل بازنده ی خوب مردانه باختم

همه ی ثروت من تحفه ی درویش

نفسم بود که به تو شاهانه باختم

لبخند آخرین من دروغ معصومانه بود

برای پنهان کردن داغ دل ویرانه بود

من مات مات از بازیه شطرنج عشق می آمدم

شاه مهره ی دل رفته بود  من لاف بردن میزدم

قلعه ی دل اسب غرور لشکر تار و مار عشق

دادم به ناز رخ تو این همه یادگار عشق

گفتم ببر هرچی که هست رقیب جلد چیره دست

گفتی تو مغروری هنوز با فتح این همه شکست

بازی عشق تو رو جانانه باختم

مثل بازنده ی خوب مردانه باختم

گفتی برو گفتم به چشم این بود کلام آخرین

گفتی خداحافظ تو گفتم همین گفتی همین

شب سر قبرم که میای دفتر شعرتم بیار

ورق بزن هق هقموتو بغض تلخ این مزار

بشین کنار قبر من درد دلامو گوش بکن

دلم گرفته نازنین برات یه سینه حرف دارم

کنار این خاک صبور غربتمو حوصله کن

تو خط به خط گریه هات خاطره هامو دوره کن

میخوام بگم یادت نره خاطره هامونو عزیز

نه نمیگم گریه نکن اشک بریز اشک بریز

یادت نره یه روزی این قلب پر از قصه سرد

غربت چشمای تو رو با گریه هاش ترانه کرد

تنهائی بد جوری داره حوصلمو سر میبره

حال تو بد تر از منه ، حال من از تو بدتره

بازم بیا ترانتو تو گوش لحظه هام بخون

بزار تا آروم بگیرم یه کم کنار من بمون

بذار صدای گریه مون گوش زمینو کر کنه

بذار که اشک من و تو گونه ی عشقو تر کنه

بذار خدا ببینه که من و تو مال هم بودیم

جواب بی جوابیه سوال حال هم بودیم

گریه کن ، گریه کن

اینجا آخر خط ظریف احساسه

کسی به ما گیر نمیده کسی ما رو نمیشناسه

گریه کن گریه کن

آخه عشق تو این جا غریب و بی کسه

غربت قبر من از اون  اشکهای تو مشخصه

حالا که سهمم از چشات هیچی بجز خاطره نیست

یه یادگاری از خودت رو سنگ قبرم بنویس

کنار هر قطره اشکم
هزار خاطره دفنه
اینقدر خاطره داریم
که گویی قد یک قرنه

گلو می سوزه از عشقت
عشقی که مثل زَهره
ولی بی عشق تو هردم
خنده با لبهای من قهره

درسته با منی اما
به این بودن نیازارم
تو که حتی با چشماتم
نمیگی آه دوستت دارم

اگه گفتی دوستت دارم
فقط بازی لبهات بود
وگرنه رنگ خودخواهی
نشسته توی چشمات بود

هر چی عشقه توی دنیا
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه

فکر می کردم با یه بوسه
با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه
آخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی

گله می کنم من از تو
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی

چشام همزاد اشک و خون
دلم همسایه آهه
زمونه گرگ و عشق تو
شبیه مکر روباهه

شدم چوپان ساده لوح
کنار گلّه احساس
چه رسمی داره این گلّه
سر چنگال گرگ دعواس

تو اینقدر خواستنی هستی
که این گلّه نمی فهمه
اگه لبخند به لب داری
دلت از سنگ و بی رحمه

ببخش خوبم اگه این عشق
حیله تورو رو کرد
نفرین به دل ساده
که به چنگال تو خو کرد

هر چی عشقه توی دنیا
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه

فکر می کردم با یه بوسه
با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه
آخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی

گله می کنم من از تو
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی

هر چی عشقه توی دنیا
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه

فکر می کردم با یه بوسه
با تو همخونه می مونم
نمی دونستم نمیشه
آخه بی تو نمی تونم

گله می کنم من از تو
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی

گله می کنم من از تو
از تو که اینهمه بی رحمی
هزار بار مردم از عشقت
تو که هیچوقت نمی فهمی

هر چی عشقه توی دنیا
من می خواستم مال ما شه
اما تو هیچوقت نذاشتی
بینمون غصه نباشه

عید آمد و نوروز

عید آمد و نوروز شد و موسم خنده
ماشین طبیعت زده بازم توی دنده

شادی کن و می نوش که نوروز رسیده
آخوند و زمستان و خزان جمله رونده

بر سفره نوروز بنه سبزه و سوسن
این رسم نیاکان بنما تازه و زنده

فرصت اگه کردی به وطن هم تلفن کن
تبریک بگو برهمه از جانب بنده

عیدی بده و ماچ بکن در عوض آن
ماچیدن یاران نبود هیچ زننده

*******

نوروز شد و عید شد و موسم شادی
هرچند که سرما بزند زور زیادی

شیخی به سر منبر خود گفت که نوروز
رسمی است ز کفار و بود ضد عبادی

بر طرف چمن بلبل سرگشته بدو گفت
ای شیخ تو خود عامل ترویج فسادی

در گوش تو خوشتر بود از چهچه بلبل
واق واق سگ و عرعر یابوی رمادی

قمری ز سر شاخ بزد بانگ که آن شیخ
در غبغب خود بهر چه انداخته بادی

ار آمدن عید برافروخته خشمش
زیرا که زمستان بود از شیخ نمادی

آخوند اگر دشمن عید است چه مشکل
ملت بدهد پاسخ این زشت نهادی

عمری است که چاپیده و سرکیسه نموده
آن شیخ که او داشته یک جیب گشادی

در دولت ملای پدرسوخته ی دجال
ممنوع شده در همه جا خنده و شادی

افتاده چو بختک به سر سفره نوروز
یک احمدی بی سر و بی پا و نژادی

اما چو رسد عید ز ره، ملت ایران
بنماید از اعقاب خودش ذکری و یادی

آنگه بزند در دهن شیخ تبهکار
تا شیخ از این پس نزند حرف زیادی


برای مطالعه نوشته های حسین پویا به وبلاگ وی مراجعه کنید
http://hosseinpooya.blogspot.com/

بزن باران...

                 

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است
بزن باران که به چشمان ياران
جهان تاريک و دريا واژگون است

بزن باران که دين را دام کردند
شکارخلق و صيد خام کردند
بزن باران خدا بازيچه ای شد
که با آن کسب ننگ و نام کردند

 بزن باران به نام هرچه خوبیست
به زیر آوار گاه پایکوبیست
مزار تشنه جویباران پر از سنگ
بزن باران که وقت لای روبیست

بزن باران و شادی بخش جان را
بباران شوق و شيرين کن زمان را
به نام غرق در خون دياران
به پا کن پرچم رنگين کمان را

بزن باران که بی صبرند ياران
نمان خاموش و گريان شو بباران
بزن باران بشو آلودگی را
ز دامان بلند روزگاران

بزن باران بهاران فصل خون است
بزن باران که صحرا لاله گون است

دانلود بزن باران با صدای حبیب:

بدون شرح

  به قبرستان گذركردم زماني

                         شنيدم ناله يك نوجواني

    به زيرقبرناليد وچنين گفت:

                         رفيقان قدر يكديگر بدانيد

YYYYYYYYY

اززندگي چه آموختي ؟

اززندگي سه چيز آموختم‌ :

     ازدوست بي وفائي  

                      ازشب تنهائي

                                 ازعشق رسوائي.

YYYYYYYYY

سه درد آمد به جانم هرسه يكبار

                          غريبي واسيري وغم يار

                          غريبي واسيري چاره دارد

                          اما غم يار وغم ياروغم يار

در این دیار خسته کش

در این دیار خسته کش در این دیار خسته کش دیگر بریده نفسم

 هرچه تلاش می کنم به آرامش نمی رسم به آرامش نمی رسم

در این دیار خسته کش وجود من بیهوده شد

 ارثیه های عاطفی اینجا از من ربوده شد اینجا از من ربوده شد

 روز نفس نفس زنان رو به سراب می روم

 خشک گلو و تشنه لب به عشق آب می روم

 شب که به خانه می رسم شکسته بال و خسته جان در غم فردای دگر باز به خواب می روم باز به خواب می روم

 از تن خشک شاخ گل توقع جوانه نیست

 اسب نفس بریده را طاقت ازیانه نیست طاقت ازیانه نیست

 از گل چهره سوخته طراوتی طلب کن

برای رفع تشنگی تکیه به تشنه لب نکن

 فرشته ی نجات من دیر به ما رسیده ای کهنه شده است زخم ما کوشش بی سبب نکن

 

کاظم الساهر

                      
ابحث في هذه الصفحة 
        =.
         

تحميل

 

استماع

 

    اسم الاغنية
تحميل استماع   ناي
تحميل استماع     اضحك
تحميل استماع     يوميات رجل مهزوم
تحميل استماع     غالي
تحميل استماع     حب
تحميل استماع     تحكي جد
تحميل استماع     بريد بيروت
تحميل

استماع

    مدينة الحب
تحميل

استماع

    اراضي خدودها
تحميل

استماع

    اتحبيني
تحميل استماع     إنسى
تحميل استماع   ريمكس 2006 ياناس
تحميل استماع   ريمكس 2006 موانت
تحميل استماع   ريمكس 2006 مقدرشي
تحميل استماع   ريمكس 2006 مشتاق
تحميل استماع   ريمكس 2006 لعب بيهم لعب
تحميل استماع   ريمكس 2006 لاتتنهد
تحميل

استماع

  ريمكس 2006 كل ماتكبر تحلى
تحميل

استماع

  ريمكس 2006 كل عام وانتي حبيبتي
تحميل

استماع

  ريمكس 2006 زيديني عشقا
تحميل استماع   ريمكس 2006 الليله احساسي غريب
تحميل استماع     استعجلت الرحيل
تحميل استماع   ريمكس 2006 اكرهها
تحميل استماع   ريمكس 2006 اغازلك
تحميل استماع   ريمكس 2006 ابحث عنكي
تحميل استماع   Love Compassion
تحميل استماع     يابيت العنا
تحميل

استماع

    ونين
تحميل

استماع

    اغسلي بالبرد
تحميل

استماع

  مهرجان جرش 2003 يدكي
تحميل استماع   مهرجان جرش 2003 عيد وحب
تحميل استماع   مهرجان جرش 2003 بغداد لاتتألمي
تحميل استماع   مهرجان جرش 2003 الليله احساسي غريب
تحميل استماع   مهرجان جرش 2003 الحب المستحيل
تحميل استماع     العزيز
تحميل استماع     واني احبكي
تحميل استماع     هارب من الاحباب
تحميل

استماع

    منين اجيب احساس
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2006 ماسكا عودي
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2006 لك ايامي
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2006 غاليه
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2006 عيد وحب
تحميل استماع حفلة الدوحه 2006 صغير وملعب
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2006 تريد اذكرك
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2006 تتبغدد علينا
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2006 البنيه
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2006 الاولى بحياتي
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2006 احبيني
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2006 انتهى المشوار 2
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2006 انتهى المشوار 1
تحميل استماع     ارجع حبيبي
تحميل استماع     الاولى بحياتي
تحميل استماع     البنيه
تحميل استماع     انتهى المشوار
تحميل استماع     تتبغدد علينا
تحميل استماع     تحركي
تحميل استماع     جيتك مشي
تحميل

استماع

    صغير
تحميل

استماع

    لك ايامي
تحميل

استماع

    ماشي بشارع
تحميل استماع     هارب
تحميل استماع     واني احبكي
تحميل استماع   حفلة سهاري ياليل لاتنتهي
تحميل استماع   حفلة سهاري هاحبيبي
تحميل استماع حفلة سهاري  لقعد عالدرب
تحميل استماع حفلة سهاري  لدغه الحيه
تحميل استماع   حفلة سهاري محروس
تحميل

استماع

  حفلة سهاري خيرتكي فاختاري
تحميل

استماع

  حفلة سهاري حسناء عمان
تحميل

استماع

  حفلة سهاري جبار
تحميل استماع   ياعيون بغداد
تحميل استماع     ياسرب الحمام
تحميل استماع     ملينا البعد
تحميل استماع     حياك
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2005 اغسلي بالبرد 
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2005 اشجابرك على المر
تحميل استماع     اجمل مافي الكون
تحميل

استماع

حفلة الدوحه 2005 والله دنيا
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2005 هل عندكي شك
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2005 كبري عقلي
تحميل استماع     غاليه
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2005 عبرت الشط
تحميل استماع حفلة الدوحه 2005 سلامي
تحميل استماع   حفلة الدوحه 2005 انا وليلى
تحميل استماع حفلة الدوحه 2005 اطفال العراق
تحميل استماع حفلة الدوحه 2005 اشكو ايام
تحميل استماع حفلة الدوحه 2005 اشصار
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2005 اشحلو طولك
تحميل

استماع

  حفلة الدوحه 2005 احبيني 
تحميل

استماع

  برنامج دندنه هل عندكي
تحميل استماع   برنامج دندنه محروس 
تحميل استماع   برنامج دندنه كبري عقلك 
تحميل استماع   برنامج دندنه ياليل لاتنتهي 
تحميل استماع   برنامج دندنه ياام العيون السود 
تحميل استماع   برنامج دندنه هذا اللون 
تحميل استماع   برنامج دندنه نسم علينا الهوى 
تحميل استماع برنامج دندنه نريد السلام 
تحميل

استماع

  برنامج دندنه لو اننا
تحميل

استماع

برنامج دندنه كلمات
تحميل

استماع

  برنامج دندنه فوق النخل
تحميل استماع برنامج دندنه طالعه من بيت ابوها
تحميل استماع   برنامج دندنه ست الحبايب
تحميل استماع برنامج دندنه بغداد
تحميل استماع   برنامج دندنه امره  ياامره
تحميل استماع   برنامج دندنه الي تلميذه
تحميل استماع   برنامج دندنه افكر بالي ناسيني
تحميل استماع برنامج دندنه آخرتها إيه وياك
تحميل

استماع

  يا رايح لبنان
تحميل

استماع

    خليجي 17
تحميل

استماع

    يا صايغين الذهب
تحميل استماع     اش صار
تحميل استماع     اشكو أياما
تحميل استماع     إلى تلميذه
تحميل استماع     امشي بهدواه
تحميل استماع     ايه يعني
تحميل استماع     سيدة عمري
تحميل إستماع     فرشة رمل البحر
تحميل إستماع     كبري عقلك
تحميل إستماع     ماي ورد
تحميل إستماع    ضاقت عليه & والله دنيا
تحميل إستماع     احبني بلا عقدا
تحميل

إستماع

  غرفة المكياج
تحميل إستماع     ابات مهموم
تحميل إستماع     اتحداكي
تحميل إستماع     اشرب مر
تحميل إستماع     اشكيك لمين
تحميل إستماع     الجميله
تحميل إستماع     الك وحشه
تحميل

إستماع

    اللي يريد الحلو
تحميل

إستماع

    أه علي أه
تحميل إستماع     الهداوه
تحميل إستماع     بعد الحب
تحميل إستماع     تراك هلي
تحميل إستماع     حبيبين تقولين
تحميل إستماع     حديد كسار
تحميل إستماع     حياه
تحميل إستماع     رخصت دمعتي
تحميل إستماع     سألتها
تحميل إستماع     سلامتك من الآه
تحميل إستماع     سلمتك بيد الله
تحميل إستماع     صوت القطار
تحميل

إستماع

    ضحكتك بعيونه
تحميل إستماع كثر الحديث
تحميل إستماع     كلك على بعضك
تحميل إستماع     لا اعود لك
تحميل إستماع     لا تحرمونن منه
تحميل إستماع     لعب بيهم لعب
تحميل إستماع     متحرك احساسي
تحميل

إستماع

    مقدرش
تحميل

إستماع

  لابوك
تحميل إستماع     هانت عليك
تحميل إستماع     والدي الطيب
تحميل إستماع     اشكو ايام
تحميل إستماع   إلى تلميذه
تحميل إستماع     يا زين منك العذر 
تحميل إستماع     يا محتوي
تحميل إستماع     يا عويد لبان
تحميل إستماع     الزين
تحميل إستماع     غاليه 
تحميل إستماع     منو انت 
تحميل إستماع     حوار مع النفس 
تحميل

إستماع

    منين انت 
تحميل

إستماع

    تقولين الهوى 
تحميل

إستماع

    العزيزين 
تحميل

إستماع

    موال أبوس روحك   
تحميل

إستماع

    درب الألم 
تحميل

إستماع

    هل عندك شك 
تحميل

إستماع

    الحلوه 
تحميل

إستماع

    صباحك سكر
تحميل

إستماع

    كل ماتكبر تحلى 
تحميل

إستماع

  ياعرب
تحميل

إستماع

مع ساره بريتمانت انتهت الحرب
تحميل

إستماع

مع لطيفه الإنسان
تحميل

إستماع

    إلا أنتي
تحميل

إستماع

    حبيبتي والمطر
تحميل

إستماع

    بعد الحب
تحميل

إستماع

    أكرهها
تحميل

إستماع

    أبحث عنك
تحميل إستماع     تعبت
تحميل إستماع     ممنوعة أنت
تحميل إستماع     لعب بيهم 
تحميل إستماع   البارحه  
تحميل إستماع     آه على آه
تحميل إستماع     بالهداوه
تحميل إستماع     بعدك بأحلى العمر
تحميل إستماع     يدك
تحميل إستماع     ياساكنه حينا
تحميل إستماع   ياقدس 
تحميل

إستماع

    ياناس
تحميل

إستماع

  يادنيا انتي ال حرمتيني 
تحميل إستماع     ونيت من لوعتي
تحميل إستماع     تريد أسامح
تحميل إستماع     ضحكته بعيونه
تحميل إستماع     تقولين
تحميل إستماع     شكرا
تحميل إستماع   سلمتك بيد الله 
تحميل إستماع     اختاري
تحميل إستماع     قولي أحبك
تحميل إستماع     نزلت للبحر
تحميل إستماع     مستقيل
تحميل

إستماع

    مو حرام
تحميل

إستماع

  مليون بوسه 
تحميل إستماع   مثل اختك 
تحميل إستماع     ميسور الحال
تحميل إستماع     من تكون
تحميل إستماع   محروس
تحميل إستماع     معلم على الصدمات
تحميل إستماع     لو اننا
تحميل إستماع     لستي فاتنتي
تحميل إستماع     لا لا
تحميل إستماع   لا عزا 
تحميل إستماع     كان صديقي
تحميل إستماع كثر الحديث  
تحميل إستماع     انشالله
تحميل إستماع     هذا اللون
تحميل إستماع     إستعجلت الرحيل
تحميل إستماع     اشجابرك على المر
تحميل إستماع     إغسلي بالرد
تحميل إستماع     مدرسة الحب
تحميل إستماع     سألتها
تحميل

إستماع

    مال واحتجب
تحميل إستماع     الزمن
تحميل

إستماع

    المستبده
تحميل

إستماع

    أي زمن
تحميل إستماع     أنا وليلى
تحميل إستماع     ضمني على صدرك
تحميل إستماع     مو ضحكتك
تحميل إستماع     مو حرام
تحميل إستماع     زيديني عشقا
تحميل

إستماع

    ياهلا بهالطول
تحميل إستماع     وعندك عين
تحميل إستماع     سنين وياك
تحميل إستماع     رحال
تحميل إستماع     عيد الحب
تحميل إستماع     لاتتنهد
تحميل إستماع     هاحبيبي
تحميل إستماع     لدغة الحيه
تحميل إستماع     الليله إحساسي غريب
تحميل إستماع     دقيت باب الجار
تحميل إستماع     العزيز
تحميل

إستماع

    عبرت الشط
تحميل إستماع     التحديات
تحميل إستماع     آنا شسويت
تحميل إستماع     يامدلل
تحميل إستماع     وين آخذك
تحميل إستماع     تحيه
تحميل إستماع     سلامي
تحميل

إستماع

    مشتاق
تحميل

إستماع

    شخص ثاني
تحميل

إستماع

    كل عام وأنتي حبيبتي
تحميل إستماع     غزال
تحميل إستماع     الحب المستحيل
تحميل إستماع     ظلي زيدي
تحميل إستماع     لا ياصديقي
تحميل إستماع     أغازلك
تحميل إستماع     دلع
             

انا و ليلي

خواننده كاظم الساهر

شاعر حسن المرواني

مترجم : عبدالله بريهی

 

 

 

مـــاتت بمحـــراب عينيك ابـــتـــهـالاتي

دعاهاي من در محراب چشمانت مردند

(ابتهالاتي =ابتهل دعا و تضرع)

واستسلمت لــــريـــــاح الـــــيأس رايـــاتي

پرچم هاي من در برابر بادهاي نا اميدي تو تسليم شدند

(رايه ،رايات = پرچم،علم،علامت)

جـفـت عـلـى بـابـك الـمـوصـود أزمـنتي

پشت در بسته تو لحظه هاي من به نا اميدي منجر شد

ليلى ومــا أثـــمــــرت شيئاً نـــــداءاتـــــي

ليلا و فريادهاي من هيچ ثمري ندادند

(النداء= فراخواندن،صدا)

عامان مـــا رف لـــي لحـــن على وتـــر

دو سال است كه هيچ لحني از من سيم سازي را تكان نداده

(وتر سيم سازها چون تار،سه تار،عود،زرياب،...)

ولا استـفــاقــت عــلــى نــور ســمـاواتــي

و آسمانهايم از هيچ نوري بيدار نشده اند

(استفاقت،استفاق=برخاست، بيدار شدند)

اعتق الـــحـــب فـــي قلـــبي وأعصـــره

عشق را در قلبم كهنه خواهم كرد و آنرا فشار خواهم داد

(اعتق= كهنه خواهم كرد)

(اعصره= فشار وارد كردند)

فـــأرشـــف الـهـم فـــي مغبرّ كــاســـاتــي

و اندوه را در جامهايم تا آخرين قطره خواهم خورد

ممـــــزق أنـــــا لا جـــــاه ولا تــــــرف

من پاره پاره اي هستم بي شكوه و بي برخورداري از زندگي

(ممزق = پاره پاره)

(ترف = كسي كه از زندگي خوب برخوردار باشد)

يـــغـــريـــكِ فـــيَّ فــخــلــيـنـي لآهــاتـــي

تو در مورد من فريب داده شده اي، پس مرا به آه هاي خودم بگذار

لـــو تعصـــريـــن سنين العمــر أكملـــها

اگر تمام سالهاي عمرم را كاملا بفشاري

لــســال مــنــهــا نــزيــف مــن جـراحاتـي

كه از زخمهايم چگونه خون جاريست

( نزيف = خونريزي )

لـــــو كنت ذا تـــــرف مـــا كنت رافضة حـبـي

اگر من در زندگي از چيزي برخوردار بودم تو عشقم را رد نمي كردي

( ترف = كسيكه از زندگي خوب برخوردار است)

ولـكـن عـسـر الحـال، و فقر الحال ، و ضعف الحال مـــأسـاتـــي

در حالي كه تنگدستي، فقر و ضعف من ... اينها از بدبختيهاي زندگي من هستند

(عسر = نداري ، تهيدستي)

(ماساه = فاجعه ، فجايع)

عــــــانيت و عانيت لا حـــــزنــــي أبــــوح بـــــه

سختي كشيدم ، سختي كشيدم اما نه اندوهم را آشكار كردم

ولــســت تــدريــن شـيـئـاً عــن معـانــاتـي

و نه تو چيزي از مشكلات من مي داني

(معاناة = مشكلات ، سختي ها)

أمشـــي وأضـــحـــك يـــا ليلى مـــكابـرةً

راه ميروم و ميخندم اي ليلي ما به دروغ

عـلـّي أخـبـي عـــن الـــنـاس احـتـضاراتي

شايد كه بتوانم از مردم دردهايم را پنهان كنم

لا النـــاس تعــرف مــا خطبي فتعــذرني

مردم مي دانند كه چه بر سرم آمده است به اين جهت معذورم ميكنند

ولا سبــــيل لــــديـــــهم فــــي مــواســاتي

و نه راهي براي همدردي با من پيش رويشان است

(مواساة = همدردي كردند)

يــرســو بجفني حــرمــان يمــص دمــي

در مژگانم محروميتي است كه خونم را مي مكد

(حرمان= محروميت)

ويــســتــبــيــح إذا شــاء ابــتـــســـامــاتـي

و اگر بخواهد خنده هايم را بدزدد

(يستبيح، استباح = به غارت بردن)

معــذورة أنتِ إن أجهضــت لـــي أمـــلي

تو معذوري اگر آرزوهايم را از بين بردي

لا الــذنــب ذنــبــك بــل كــانــت حـمـاقاتي

گناه، گناه تو نيست بلكه من تاوان حماقيت هاي خودم را ميدهم (كه تو را

انتخاب كردم و عاشق تو شدم)

أضعت في عــرض الصحـــراء قـــافلتي

در گستره صحرا كاروانم را گم كردم

(اضعت= چيزي را گم كردن)

(عرض = پهنه،گستره)

و جئيت أبـحث في عينيك عن ذاتــي

و آمده ام تا در چشمان تو در پي وجود خويش بگردم

وجـئـت أحـضـانـك الـخضــراء منتشــياً

و آمده ام كه در آغوش سر سبز تو باشم

كالطــفل أحــمل أحــلامـــي الـبـريـــئـــاتِ

همچون طفلي كه آرزوهاي معصومانه خود را در دست گرفته ام

غــرســـت كـــفـــك تـجـتـثـيـن أوردتــي

تو دستت را فرو كردي كه گل مرا از بُنُ و ريشه بكني

وتــســحــقــيــن بـــــلا رفــق مــســراتــي

و بدون هيچ اعتناي آروزهاي مرا بر باد كردي

واغربتاه...

واي از غربت!... واي از غربت!

مضاعٌ هاجـرت سفنـي عنـي

گم شده اي هستم كه كشتيم مرا گذاشت و به كوچ رفت

ومـــا أبـــحـــرت مـــنـــهـــا شـــراعـــاتي

در حالي كه من بادبانهايم را براي دريا بلند نكرده بودم

نُفيــت واستــوطــن الأغــراب فـي بلدي

تبعيد شدم و بيگانگان در سرزمين من ساكن شدند

(اغراب = غريبه ها و بيگانگان)

و دمروا كـــل أشــيــائــي الــحــبــيــبـات

و تمام اشياء كه من آنها را دوست داشتم ويران كردند

خـانتك عينــاك فــي زيــف وفــي كــذب

با دروغ و تقلب چشمان تو به من خيانت كردند

(زيف = تقلب)

أم غــــرّك الـبــــهـرج الـخداع … مولاتي

يا آنكه تو را بانوي من! آن متقلب دروغ گو فريب داد

فــراشــة جئت ألــقــي كــحــل أجنحتــي

پروانه اي بودم كه آمدم تا بالهايم را نزد تو سرمه بكشم

لديـك فـاحـتـرقــت ظــلــمــاً جــنــاحــاتــي

كه به ستم بالهايم را آتش زدي

أصيـح والسيف مــزروع بخــاصــرتــي

فرياد ميزنم در حاليكه شمشير در پهلويم فرو رفته است

والـغـدر حـطــم آمـــالــي الــعــريــضــات

ولي پيمان شكني، آرزوهاي بزرگم را از بين برد

وأنــــت أيضــــــاً ألا تبّـــــــت يــــــداكِ

تو هم، دستت بريده باد

إذا آثــرتِ قـتـلـي واســتــعــذبــت أنّــاتــي

اگر خواستي مرا بكشي

من لـي بحـذف اسمـك الشفـاف من لغتي

             بر من منت بگذار با حذف نام شفافت از لغت هاي من

إذاً ســتــمــســي بـــلا ليلى حــكـــايــاتـــي

  تا حكايتهاي من بدون ليلي شب را به سحر برسانند

ترجمه ترانه انی احبک (البوم ۲۰۰۶)

 

 كاظم الساهر


وإني أحِبُكِ
و من دوستت دارم

 

 

وإني احبك .. لكن ..
و من تو را دوست دارم .. ولي 


أخاف .. أخاف التورط فيكِ .. التعلق فيك ِ .. التوحد فيك
مي ترسم .. مي ترسم از اينكه در عشق تو در گير شوم..عاشقت شوم ..تورا يگانه  بپندارم 


وإني احبك
و من دوستت دارم


فقد علمتني التجارب .. أن أتجنب عشق النساء ...
همانا تجارب روزگار به من آموخته كه از عشقبازي با زنان اجتناب كنم


وموج البحار .. وإني احبك
و موج دريا .. و من دوستت دارم


دعيني اصب لك الشاي .. أنت خرافية الحسن هذا الصباح
به من اجازه بده كه برايت چاي بريزم..تو داستان صبحگاهي زيباي هستي
(ماجراي خوب صبحگاهي)


دعيني أترجم بعض كلام المقاعد وهي ترحب فيكِ
به من اجازه بده كه بعضي از حرفهاي صندليها را برايت ترجمه كنم كه همه به تو خوشامد ميگويند

دعيني اعبر عما يدور ببال الفناجين وهي تفكر في شفتيكِ
به من اجازه بده كه آنچه در ذهن فنجاهها مي گذرد را برايت تعبير كنم كه به لبهاي تو مي انديشند


أأعجبك الشاي ؟؟
آيا از چاي خوشت آمد


وهل تكتفين كما كنتِ دوماً بقطعة سُكر؟!
آيا هنوز مثل گذشته ها  هم  با يك حبه قند كفايت ميكني
(جهت شيرين كردن چاي)


أما أنا
اما من
 
فأفضل وجهك من غير سكر ..
چهره ات را بدون شكر ترجيه مي دهم
(آرايه تشبيه و تشخيص، بين چهره و چاي)
{وقتي تو در كنارم باشي ديگر مرا مجال چاي خوردن نيست}


دعيني اقول بكل اللغات التي تعرفين ولا تعرفين
به من اجازه بده تا با همه لغت هاي كه مي شناسي و نميشناسي به تو بگويم


أحبك انتِ
تو را دوست دارم


احبك أنتِ
تو را دوست دارم

دعيني افتش عن مفرادت تكون بحجم حنيني إليكِ
به من اجازه بده تا در  واژه هاي خود بگردم تا واژه اي به حجم محبت من نسبت به تو پيدا كنم

دعيني افكر عنكِ .. وأشتاق عنك ِ .. وأبكي واضحك عنكِ
به من اجازه بده تا در موردت فكر كنم .. و مشتاق تو شوم .. و به خاطر تو گريه كنم و بخندم


والغي المسافات بين الخيال وبين اليقين ..
و تمام فاصله هاي بين خيالات و  حقيقت را از بين ببرم


دعيني انادي عليكِ بكل حروف النداء ..
به من اجازه بده تا با همه حروف ندا تو صدا کنم

{حروف ندا در زبان عربی هفت مورد می باشند از جمله   يا /و/.... می باشند که پس از آنها بايد اسم بيايد مثلا : يا حسين . يا علی . همچنين حروف ندا در هفت نوع جهت صدا کردن و فراخواندن بکار می رود يعنی در اينجا  می توان گفت: که تو را با همه انواع صدا کردن تو را صدا ميکنم }


لعلي اذا ما تغنيت باسمكِ من شفتي تولدين

 که اگر اسم تو را بر زبان نياوردم از لبهايم متولد شوی

 

دعيني اؤسس دولة عشق ..
به من اجازه بده تا دولت عشق را تاسيس كنم

 

دولة عشق تكونين انت المليكة فيها ..
دولت عشقي كه تو پادشاه آن باشی

 

وأصبح فيها أنا أنا أنا ... أعظم العاشقين
و در آنجا  من  من   من ... بزرگترين عاشقان آن دولت باشم


وإني أحِبُكِ
ومن دوستت دارم

 


كلمات : نزار قباني
ترجمه : عبدالله بريهي

روزي به تو خواهم پيوست

          

هر چند دير تر از فرداهاي نزديك به امروز و روح سركش قلبم را به تو خواهم سپرد.

و تو را در تلاطم روحم شريك خواهم كرد

بلمي از جنس عشق ناب خويش خواهم ساخت

و تو را مسافر درياي طوفاني وجود شيفته و آشفته ام خواهم نمود.

به خاطر تو از آسمان خواهم گذشت..... و از زمين...... و از مرز انسان بودن و عشق......

روزي در درياي نگاه تو غرق و با تو يكي خواهم گشت،

روح پاك قلبم را به بند خواهم كشيد و براي تو خواهم نوشت

عاشقانه ي عاشقانه.....

اگر براي شكافتن قلب امواج حادثه، اميد گذشتن از طوفان پا گرفته از حسرتم باشي

و اگر پايبند به ميعاد دستان صادق و قلب عاشقم آن وقت

فريادت خواهم كرد مام تو را و احساسم را

كه مدتهاست در سكوت گلي صدايم خشكيده.

شايد.... چشمان به خواب رفته ي سرنوشت را بگشايد

آن وقت در لحظات ابدي با تو بودن بي تشويش تكرار خواهم نمود كه

تا هميشه اي باقي دوستت خواهم داشت!

"ایرج جنتی عطایی"

 سکوت کن !________

 

سکوت کن،

               -  به یادِ آنکه :

                                    -  در سپیده جان سپرد

سکوت کن،

               -  به یاد آنکه :

                                                        -  با اميد خلق مرد                      

سکوت کن

                                           -  به یاد خشمِ آن شهید سربلند

سکوت کن

                         -  به یادِ آنکه :

                                                   -  عاشقانه زخم خورد

              تو از سکوت

                              -  اگر

                                                              -  به خشم می رسی

                                                                                    -  سکوت کن

***

ادامه نوشته