هر چند دير تر از فرداهاي نزديك به امروز و روح سركش قلبم را به تو خواهم سپرد.

و تو را در تلاطم روحم شريك خواهم كرد

بلمي از جنس عشق ناب خويش خواهم ساخت

و تو را مسافر درياي طوفاني وجود شيفته و آشفته ام خواهم نمود.

به خاطر تو از آسمان خواهم گذشت..... و از زمين...... و از مرز انسان بودن و عشق......

روزي در درياي نگاه تو غرق و با تو يكي خواهم گشت،

روح پاك قلبم را به بند خواهم كشيد و براي تو خواهم نوشت

عاشقانه ي عاشقانه.....

اگر براي شكافتن قلب امواج حادثه، اميد گذشتن از طوفان پا گرفته از حسرتم باشي

و اگر پايبند به ميعاد دستان صادق و قلب عاشقم آن وقت

فريادت خواهم كرد مام تو را و احساسم را

كه مدتهاست در سكوت گلي صدايم خشكيده.

شايد.... چشمان به خواب رفته ي سرنوشت را بگشايد

آن وقت در لحظات ابدي با تو بودن بي تشويش تكرار خواهم نمود كه

تا هميشه اي باقي دوستت خواهم داشت!