بدون شرح
به قبرستان گذركردم زماني
شنيدم ناله يك نوجواني
به زيرقبرناليد وچنين گفت:
رفيقان قدر يكديگر بدانيد
YYYYYYYYY
اززندگي چه آموختي ؟
اززندگي سه چيز آموختم :
ازدوست بي وفائي
ازشب تنهائي
ازعشق رسوائي.
YYYYYYYYY
سه درد آمد به جانم هرسه يكبار
غريبي واسيري وغم يار
غريبي واسيري چاره دارد
اما غم يار وغم ياروغم يار
+ نوشته شده در سه شنبه چهارم تیر ۱۳۸۷ ساعت 12:30 توسط ایرج میرزا
|